جامعه کهنه

متن مرتبط با «ملول از ناله بلبل مباش» در سایت جامعه کهنه نوشته شده است

مقاله من در مجله چشم انداز مدیریت دولتی

  • نیلوبلاگ

    هر نوع تاييد يا تخريب افراد و نهادها در وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و شبکه هاي اجتماعی به نام نويسنده اين وبلاگ، كذب محض و غيرقابل استناد است. من پيغامی نميگذارم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ۲۲ ساله از منطقه چنگوله

  • نیلوبلاگ

    صبح که رسیدم اداره فضای اداره یک جور خاصی بود. جایی که بنا بود مدفن شاید همیشگی و شاید موقت شهید گمنام باشد پر گل بود. گلهای قشنگ. من رفتم به آن سمت و اجازه گرفتم تا توی قبر را نگاه کنم. زیاد عمیق نبود. توش پر از نوشتههایی بود که همکاران نوشته بودند و هر کسی چیزی خواسته بود و دعایی نوشته بود. معاون اداره اسم یکی از استادها را برد و گفت رفته توش و احساساتی شده، من هم نزدیک بود احساساتی شوم. رفتم سمت اتاقم که آمبولانس آمد و گفتند کمک کنید تا بگذاریم توی ماشین پر از گلی که برای این کار درست کرده بو...

    ادامه مطلب
  • فضای مجازی

  • نیلوبلاگ

    تمام نویسندگانی که من میشناسم و هم نسل من هستند و بودند به فضای مجازی باختهاند. گمان این بود که این فضا ایشان را یاری میدهد برای دیدن شدن و ... اما در نهایت در این فضا غرق شدند و محو شدند. برو کشتی نوحت را پیدا کن ای اسیر طوفان. طوفان نوح امروز فضای مجازی است، ای اسیر این فضا شده ... چیزی از آن در نخواهد آمد. کشتی نوح تو کجاست؟ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سگ بازی

  • نیلوبلاگ

    با برکه رفته بودیم بیرون که مثلاً ماشین بازی کند و پشت فرمان بنشیند. این وسط در را هم باز میکرد و توی کوچه هم بدو بدو میکرد که دو نفر با سگ آمدند. یکی را بسته بودند و یکی باز بود. سگهای بزرگی بودند. من گفتم: سگها کاری ندارند؟ صاحبش گفت این یکی کوچکه، اون یکی هم فقط افغانیها رو میگیره. رفتند و توی سایه ایستادند که برکه دوباره از ماشین پیاده شد که برود سمت پدرم. سگه پرید سمت برکه و تا من برسم بهش تنه زد به برکه و پرتش کرد زمین و من آمدم بغلش کردم که آن یکی هم وحشی شد. پای بچه زخم شد و زهرهاش هم تر...

    ادامه مطلب
  • مغازه خودکشی

  • نیلوبلاگ

    مغازه خودکشی، داستان بلند طنزی است درباره کسب و کار عجیب کی خانواده، این خانواده ابزار خودکشی میفروشند. در این خانواده مرگ اندیشی، نکبت و توجه به مسایل منفی زندگی حسن شمرده میشود و توجه به نکات مثبت زندگی خیانت به این کسب و کار است، در نتیجه شادی یکی از فرزندان این خانواده عملی غریب به حساب میآید، شادکامی و بیتوجهی به جنگ و تخریب محیط زیست و یک کلام امیدوار بودن چیزی نیست که این خانواده مرگ فروش تاب بیاورد. کتاب کاریکاتوری است از توجه آدمها به نکبت زندگی و تباهی و پوچی و سیاهی. درواقع دنیای کنون...

    ادامه مطلب
  • فوتبال از جنس مدیریت

  • نیلوبلاگ

    ژاپن برنامه دارد تا روزی در جامجهانی قهرمان شود. خیلیها به این هدف ژاپن خندیدند، اما انگار ژاپن را نمیشناسند، با آن سبک مدیریت خاصش که از هیچ چیزی میسازد. در حالی که فوتبال ایران گرفتار دعواهای سیاسی، مدیریت ضعیف و فشل، فقدان برنامهریزی، دولتی بودن، بعضا فساد و سیاست زدگی ... بوده و هست، فوتبال ژاپن برنامهریزی کرد، برنامهریزی کرد و برنامهها را اجرا کرد و اکنون مزد آن برنامهها را گرفت. دو تیم سطح اول جهان را شکست داد، تیمهایی که یک هیچ باختن از ایشان برای ما افتخار است، ژاپن با اعتماد به نفس، هما...

    ادامه مطلب
  • مسافری از کانادا

  • نیلوبلاگ

    رضا بعد از 5 سال امده بود ایران که به خانواده اش سری بزند. به همراه دخترش و همسرش. سری هم به من زد. موهاش کمتر شده بود اما بیش و کم لاغرتر از قبل شده بود. از این در و آن در حرف زدیم و از اینکه چرا مهاجرت کرده است به کانادا. من گفتم حوصله جاهای سرد را ندارم. جای سر به من نمی سازد. رضا به نظرم هیچ وقت از ان ادمهایی نمی آمد که مهاجرت کند. یعنی احتمال مهاجرت برای من بیشتر بود تا رضا. تفاوت در این بود که من همیشه دست به عصا تر بودم و این همکلاسی و دوست قدیمی من سعی می کرد چیزهای جدید را امتحان کند. ی...

    ادامه مطلب
  • تهی از نابغه

  • نیلوبلاگ

    به مخمل گفتم که روزگاری نوابغ سمت هنر می رفتند و باید آنجا جست و جویشان می کردی. اکنون قطعا این طور نیست. نوابغ امروز که دنیا را تغییر داده و تاثیرات بزرگی بر جهان گذاشته اند یا می گذارند در حوزه آی تی و ژن و تکامل فعال هستند. دیگر هنر چیزی است به شدت شخصی. حتا شخصی هم نیست چیزی است که نیست مربوط به گذشته است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • استراتژی هم از نظامی گری آمده

  • نیلوبلاگ

    خوانده م که بعضی انتقاد کرده ند که چرا شما از واژه های نظامی برای پرستارها و کادر درمانی استفاده می کنید که این ها سربازان وطن هستند و خط مقدم مبارزه والخ. گله ای نارواست. بسیار می توان از استعاره های...

    ادامه مطلب
  • چینی نازک تنهابی من

  • نیلوبلاگ

    دیشب بد خوابیدم، خیلی بد. دو سه ساعت تا صبح بیدار ماندم. صبح زود رفتم دانشگاه علامه تا بتوانم استادی برای رسالهام پیدا کنم. استاد مشهوری را دیدم اما طفره رفت. از لحنش خوشم نیامد اما همه چیز بر مراد د...

    ادامه مطلب
  • 40 داستانu200c کوتاهu200cنویس برتر از 1357 تا 1397 به انتخاب روزنامه آرمان

  • نیلوبلاگ

    محمد محمدعلی (1327-تهران)1- بازنشستگی، 1366/xa0منیرو روانیپور (1333-بوشهر)2-کنیرو، 1367محمدرضا صفدری (1332-بوشهر)3-سیاسنبو، 1368اصغر عبداللهی (1334-اهواز)4-سایبانی از حصیر، 1369اصغر الهی (1323 مشهد-139...

    ادامه مطلب
  • چند نکته از این معنی

  • نیلوبلاگ

    ما به صراحت بیش از تعارف نیاز داریم، در نوشتن درباره کتابها هم به صراحت نیاز داریم، نه به تعارف تکه پارهکردن و رعایت حال همه را کردن، بسیار دلخوری از من پیش آمده است، سر رعایت نکردن آن چه به گمانم نباید البته رعایت کرد، حقیقتا، فرو کاهیدن حرفها به «کتاب میخوانی که بدش را بگویی» به نظرم بی انصافی محض است، آقاجان شما بخوان تعریف کن، درد این است که شماها کت...

    ادامه مطلب
  • لاتاری، گانگستر بازی در دبی به شیوه مهدویان یا یک قیصر در دبی

  • نیلوبلاگ

    لاتاری فیلمی است ساخته محمد حسین مهدویان. فیلم درباره غیرت است یا قرار بوده درباره غیرت باشد. تیتری که جایی درباره این فیلم خواندم این بود: غیرت به سینمای ایران برگشت. انشالله.اما به گمانم هم زمان فیلم درباره بیغیرتی و جهالت هم بود. اینها هم راه هم به ذهن میآیند. فیلم را جوابیهای تصویری به فیلم فروشنده فرهادی دیدم. فرهادی فیلمساز مورد علاقه من نیست قطعا... آنجا، یعنی در فیلم اسکار گرفته فرهادی، مرد با وجود اطلاع از تجاوز به همسرش، متجاوز را میبخشد. (شکر خدا همه روشنفکر)اما مهدویان هر دو حس را هم...

    ادامه مطلب
  • «واسازی از تاریخ هنر تا ترک سیگار»

  • نیلوبلاگ

    «واسازی از تاریخ هنر تا ترک سیگار» پنج جستار از پنج نظریهپرداز مطرح جهان است که با ترجمهی شهریار وقفیپور بهتازگی از طرف نشر ایجاز وارد بازار کتاب شده است. این کتاب اولین مجموعه از کتابهای نظری نشر ایجاز است و از این سری قرار است کتابهای دیگری با عنوان کلی «زیباییشناسی» در آینده منتشر شود. اما چنان که از عنوان کتاب پیداست آنچه این مقالات را به هم پیوند میدهد مفهوم واسازی است. اندیشیدن دربارهی آن و از طریق آن و اما مقالات کتاب: «واسازی در برابر پسامدرنیسم» از «کریستوفر نوریس» مقالهی نخست کتاب است....

    ادامه مطلب
  • بازار کرمان

  • نیلوبلاگ

    راسته بازار کرمان طولانیترین راسته بازار ایران است. از راسته بازارها که بندازی تو پس کوچهها میرسی به کاروانسراها، کاروانسرای هندوها با ان جایی که برای بتهای هندوها درست کرده بودند. کرمانیها همواره اهل تسامح و تساهل بودهاند، پس عجیب نیست زرتشتی و شیعه و سنی و شیخی، درویش و اهل خانقاه کنار همند، اهل مدارا، نه امروز و دیروز، قرنها... و اگر به ناگهان خبطی کردهاند در سنگسار مشتاق، مشتاق علیشاه،...

    ادامه مطلب
  • مازیار

  • نیلوبلاگ

    مازیار خیلی زود فوت کرد. فکر کنم تنها یک آلبوم توانست در دهه هفتاد منتشر کند که آن هم زود توقیف شد. اما حالا موسیقی و صدایش را رادیو هم پخش میکند. نمیدانم چرا، بعضی از آدمها در چرخ بورکراسی و قضاوتهای ناصواب محو و نابود میشوند و آنگاه شهره میشوند که دیگر نیستند. مازیار از آنهاست هر وقت صدای گرمش را میشنوم انگار آن غم را حس مینم، غمی که محصول قضاوتهای ناصواب است، محصول بورکراتها و گاهی س...

    ادامه مطلب
  • يوسف از نوع انصاري

  • نیلوبلاگ

    پنج شنبه کلاسهای دانشگاه تشکیل نشد. با وجودی که اعلام کرده بودند حتما تشکیل میشود. ظاهرا داشتند تعمیرات میکردند. دانشجوی دکتری هم باشی از تشکیل نشدن کلاست خوشحال میشوی.به هر حال همیشه از ترم ابتدایی هر دورهای خوشم نمیامده، چه در کارشناسی، چه در ارشد شیمی وچه ارشد مدیریت و چه این... با درس میانهم خوب نیست.به دلیل اینکه وقتم آزاد بود بعد از مدتها سری به یوسف انصاری زدم. سه سال میشد ندیده ب...

    ادامه مطلب
  • کوتاه از کوتاهی ادبیات

  • نیلوبلاگ

    وقتی پرسه زیر درختان تاغ را نوشتم فکر نمیکردم هرگز بتوانم کتاب دیگری منتشر کنم. پیش از آن دو کتاب داشتم که هر نشری بردم مردودش کردند. خجالت میکشیدم کتاب به ناشر بدهم. وقتی منشی نشری به تو زنگ بزند یعنی کتابت رد است. فکر کردم خب با پول کتاب چاپ کنم، به هر سختیای هست پولش را جور میکنم، ناشری گفت برو و بهتر بنویس.از آنجا که آدم با اعتماد به نفسی نیستم و نبودم، چون هم کارگاهی م در کارگاه بهارلو ک...

    ادامه مطلب
  • باز هم درد معده

  • نیلوبلاگ

    دیشب باشگاه بسیار خوش گذشت. از معدود روزهایی بود که سه ساعت در باشگاه ماندم. غالبا یک ساعت و نیمه سر و تهش را هم میآورم. برگشتنا خیلی گرسنهام شد. چیزی در خانه نداشتم جز تن ماهی. همین را خوردم، زیاد خوشمزه هم نبود. بدمزه هم بود. نمیدانم چه حسابی است که مزه تن ماهیهای قدیمی خوش بود و حالا بدمزه شدهاند. شب چنان سر همین غذای ناجور معده دردی گرفتم که نگو. هنوز هم درگیرش هستم. صبح امروز، پنجشنبه زدم بیرون، نامهای پست کردم به شهرستان، مصیبت اینجا بود که تا فلکه اول صادقیه پستی نبود. هیچ وقت از میدان صا...

    ادامه مطلب
  • درباره عکسی از شهید حججی

  • نیلوبلاگ

    صورت شهید را مقایسه کنید با داعشی پشت سرش که چرک و ژولیده است و ردی از خون روی گونهاش. نماد تنها کاری که میکند: خونریزی. روی صورت داعشی ریش زشتی سبز شده، گویی به زور و با بدسلیقگی تمام به صورت گوشتالودش چسباندهاند، سبیل ندارد، انگار عمد داشته خودش را بدترکیب و بدگل کند. توی دستش چاقویی دارد. چشمهایش ریز و گود افتاده است، با این چشم ریز ویرانیای را که ساخته نمیبیند. قیافهاش به گرگ انساننما میبرد.اما شهید چهرهاش مصمم است،چشمهایش مصممتر، ریش سیاه خوشگلی دارد. لبهای خشک و تشنهاش داغمه بسته است. براز...

    ادامه مطلب