گرم گرم

خرید بک لینک

دیشب از گرما به حمام پناه برده بودم و ابرسرد روی خودم میریختم و در ضمن لباس میشستم که دیدم در میزنند و مامانم پشت در بود. آنقدر گرسنه بودم که حساب نداشت. تازه برای فردا هم ناهار نداشتم. مامانم کمی از شیرین کاری برکه گفت و خیلی زود هم رفت.

@alichangizi56

جامعه کهنه ...

ما را در سایت جامعه کهنه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1403 ساعت: 0:45

صفحه بندی