جامعه کهنه

متن مرتبط با «رفیق بی معرفت» در سایت جامعه کهنه نوشته شده است

بیماری

  • نیلوبلاگ

    دو سه روزی است بدجوری سرماخوردهام. مدتها بود اینجور بیمار نشده بودم. یک روزش را به سختی اداره رفتم اما یک روز را مجبور شدم خانه بمانم. ورزش هم که ده روزی هست نرفتهام. از وقتی دفاع کردهام احساس سبکی میکنم، مجبور شدم تنی اداره شیرینی بدم. یک نفر هم که مدتی روی مخ من کار کرد که باید یک عطر بدهی هم دوباره فشار آورد که عطر من چی شد، تیغ زن قهاری است. فعلا حوصله کل کل باهاش ندارم. دیگرانی هم بودند که شام خواستند که اعمال قانون شدند. میرود که خرج و برج این رسم گران بیش از خرج دانشگاه آزاد شود. بخوان...

    ادامه مطلب
  • چرنوبیل

  • نیلوبلاگ

    مجموعه چرنوبیل مجموعه دیدنیای است اما بیش از آنکه سرگرم کننده باشد آموزنده است. چرنوبیل یک حادثه واقعی است اما میشود به صورت استعاری آن را جامعه هم پنداشت ، هسته رآکتور را استعارهای دانست از متن جامعه ... از دید مدیریتی هم نگاه کردنش الحق آموزنده است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • میu200cخوام ببینمش

  • نیلوبلاگ

    برکه از مامان پرسید: مامانی تو مامانی نداری؟ مامانم گفت دارم. برکه پرسید: پس کجاست؟ مامانم گفت که رفته پیش خدا.برکه گفت: منم میخوام برم پیش خدا. بعد پرسید: خدا کجا هست؟ مامانم گفت توی آسمون. برکه گفت: میخوام ببینمش. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ساده انگاری و بیu200cهدفی

  • نیلوبلاگ

    دولت اقتصاد را دست کم گرفته است و این دست کم گرفتن از عدم شناخت است که به سردرگمی ختم میشود و تصمیمهای واکنشی...

    ادامه مطلب
  • جدال بی پایان با طبیعت/درباره سوز سفید/رضا فکری

  • نیلوبلاگ

    اقلیم از مهمترین عناصر جهان داستانیِ علی چنگیزی است و داستانهای او اغلب عرصهی چالش انسان با طبیعت خشن و بیرحماند. طبیعتی که مدام مقابل انسان میایستد و در برابر کوچکترین اشتباهاتاش، عاری از هر گونه مضایقه و تسامح، سنگینترین مجازاتهای ممکن را جاری میکند. چنگیزی از همان اولین رماناش، «پرسه زیر درختان تاغ»، این جدال پایانناپذیر با طبیعت را به اشکال مختلف ترسیم کرده است. کویر بهعنوان مکانی که آن را میتوان از جمله نمادهای سختی و انعطافناپذیری طبیعت به شمار آورد، یکی از پر بسامدترین اقلیمهایی است که او...

    ادامه مطلب
  • عصر بیu200cحوصلگی

  • نیلوبلاگ

    صبح رفتم منزل پدر اینها، در واقع اول رفتم آرایشگاه و بعد خانه پدرم اینها. آلودگی هوا کمتر شده و هوا بهتر است. کمی احساس سرماخوردگی میکنم. شاید هم عوارض آلودگی باشد. بیشترش روز به بطالت گذشت. بیرون هم نرفتم. تنها گذشت، به بیکیفیتترین شکل ممکن....

    ادامه مطلب
  • من که میu200cدانم شبی

  • نیلوبلاگ

    روز بی کیفیتی داشتم. صبح زود بلند شدم اما توان برخاستن نداشتم. مدتی کتاب خواندم و ساعت یازده رفتم شهرکتاب ابن سینا کتاب خریدم. کتاب نخوانده زیاد دارم اینها هم اضافه شدند. ظهر ناهار را رفتم منزل پدر. سه از آنجا برگشتم منزل خودم. ظهر را خوابیدم عصر اما با کام تلخ و غرغر مدام بیدار شدم. کمی کتاب خواندم حالم بهتر شود که نشد. حمام رفتم افاقه نکرد. آخرش نشستم به گوش دادن موسیقی. امروز هم گذشت یک شب معمولی و بی کیفیت مثل هوای تهران....

    ادامه مطلب
  • چینی نازک تنهابی من

  • نیلوبلاگ

    دیشب بد خوابیدم، خیلی بد. دو سه ساعت تا صبح بیدار ماندم. صبح زود رفتم دانشگاه علامه تا بتوانم استادی برای رسالهام پیدا کنم. استاد مشهوری را دیدم اما طفره رفت. از لحنش خوشم نیامد اما همه چیز بر مراد د...

    ادامه مطلب
  • بیمار مقیم

  • نیلوبلاگ

    چند روزی ست که احوالم ناخوش است. دیروز نتوانستم به اداره بروم و ماندم منزل. چیزی هم نخوردم تقریبا. اما گرسنه هم نشدم. بیشتر روز را خوابیدم اما سعی کردم ناخوش نمانم. صبح امروز که دوشنبه باشد با هر جانکندنی بود خودم را به اداره رساندم. کمی بهتر اما سرم کماکان درد میکند و دلم هم مثل سیر و سرکه میجوشد؟ چرا؟ چون نیک بنگری بی جهت....

    ادامه مطلب
  • هدف ادبیات

  • نیلوبلاگ

    ادبیات ایران را نمیتوان به عنوان کنشگر اجتماعی قلمداد کرد. اهدافش مغشوش است و وقتی این هدفها ناجور و یا کج و کوله انتخاب میشوند، یا درباره آنها صحبتی نمیشود، طبیعی است کنشگرانش هم سردرگم و بی استعداد مینمایند، اگر هدف ادبیات مشخص باشد، طبیعی است آدمهایی وارد عرصه ادبیات می شوند که این هدفها را بشناسند و در خدمتش باشند و به عنوا کنشگر در ان فعالیت کنن در محیط پیرامونشان. هدف ادبیات چیست؟ سیاست بازی؟ آزادی؟ ادبیات محض؟ درباره آن کمتر صحبت شده است یا صحبت چندانی نشده است....

    ادامه مطلب
  • مدیریت یا ادبیات؟

  • نیلوبلاگ

    پنجشنبهxa0 اداره بودم. بد هم نگذشت. آخرین امتحان بچهها بود. روز جمعه هم پسر دایی و خانمش مهمان ما بودند که در کنارشان بسیار خوش گذشت.xa0 پسر داییام آدم با کلاس و جنتلمنی است و شاید از بهترین دوستانم. ...

    ادامه مطلب
  • دلمشغولی بی هوده

  • نیلوبلاگ

    کمی استرس داشتم به طوری که پایم راستم به درد آمد. برنامهام کمی به هم ریخته شده است، صبح هم یک ساعت دیر سر کار رسیدم. پنج و نیم بیدار شدم اما گفتم یک چشم بخوابم، یک چشم همان و هفت و نیم شدن همان. دیگر وقت نشد به روال همیشگی حمام بروم اما صبحانه مرتبی خوردم و به کابوس ناجوری که شب پیش دیده بودم فکر کردم. بیآنکه بدانم خوابم چیست.Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • لاتاری، گانگستر بازی در دبی به شیوه مهدویان یا یک قیصر در دبی

  • نیلوبلاگ

    لاتاری فیلمی است ساخته محمد حسین مهدویان. فیلم درباره غیرت است یا قرار بوده درباره غیرت باشد. تیتری که جایی درباره این فیلم خواندم این بود: غیرت به سینمای ایران برگشت. انشالله.اما به گمانم هم زمان فیلم درباره بیغیرتی و جهالت هم بود. اینها هم راه هم به ذهن میآیند. فیلم را جوابیهای تصویری به فیلم فروشنده فرهادی دیدم. فرهادی فیلمساز مورد علاقه من نیست قطعا... آنجا، یعنی در فیلم اسکار گرفته فرهادی، مرد با وجود اطلاع از تجاوز به همسرش، متجاوز را میبخشد. (شکر خدا همه روشنفکر)اما مهدویان هر دو حس را هم...

    ادامه مطلب
  • بحران ادبیت ادبیات

  • نیلوبلاگ

    ادبیات ایران دچار بحران است... نخست باید این موضوع را بپذیریم تا به درمانش بپردازیم. بحران سطحینگری، سیاستزدگی، لومپنیزم و تولید آثار دم دستی و بیارزش که نبودشان، به از بودشان است، دست کم با نبودنشان یکی دو درخت بیشتر باقی میماند، ...به زعم این قلم ادبیات ما رو به نزول بوده است، چرا؟ حقیقتا نمیدانم، نیاز به کند و کاو دارد و بررسی... شاید شیوه آموزش ما مشکل داشته، که حتما داشته... یا دغدغههای ما نویسندگان این عصر به جای برآمدن از هستی و وجود، از رسانهها و سیاستبازی و تاریخ دم دستی و روایتهایی چنا...

    ادامه مطلب
  • ذهن ما باغچه است/ مجتبی کاشانی

  • نیلوبلاگ

    xa0 ذهن ما زندان است ما در آن زندانی قفل آن را بشکن در آن را بگشای و برون آی از این دخمه ی ظلمانی نگشایی گل من خویش را حبس در آن خواهی کرد همدم جهل در آن خواهی شد همدم دانش و دانایی محدوده ی خویش و در این ویرانی همچنان تنگ نظر می مانی هر کسی در قفس ذهن...

    ادامه مطلب
  • کوتاه از کوتاهی ادبیات

  • نیلوبلاگ

    وقتی پرسه زیر درختان تاغ را نوشتم فکر نمیکردم هرگز بتوانم کتاب دیگری منتشر کنم. پیش از آن دو کتاب داشتم که هر نشری بردم مردودش کردند. خجالت میکشیدم کتاب به ناشر بدهم. وقتی منشی نشری به تو زنگ بزند یعنی کتابت رد است. فکر کردم خب با پول کتاب چاپ کنم، به هر سختیای هست پولش را جور میکنم، ناشری گفت برو و بهتر بنویس.از آنجا که آدم با اعتماد به نفسی نیستم و نبودم، چون هم کارگاهی م در کارگاه بهارلو ک...

    ادامه مطلب
  • مهدی ربی

  • نیلوبلاگ

    گاهی آدم با غلطش به غلط کردن نمیافتد، بیشتر اوقات میافتد البته. یک غلط املایی سبب شد بعد از مدتها با مهدی صحبت کنم. مهدی ربی تذکر داد که فلان اشتباه را داری تصحیح کن و همین شد آغاز حرف زدن. چه کیفی داد.xa0 ...

    ادامه مطلب
  • درباره آدوری ها/ داوود آتش بیک

  • نیلوبلاگ

    آدوریها نوشته علی چنگیزی روایت خانواده آدوریهاست، رمان از گذشتههای دور تا به امروز میآید و از نسلهای مختلف این خانواده میگوید. در مجموع آدوریها را دوست داشتم. به گمانم از آثار خوب و با کیفیتی است که این روزها تحت عنوان رمان منتشر میشوند. دست کم قصهای دارد که پیش میرود در جمعی گفتم رمان آدوریها قصهای دارد که جلو میرود. خندیدند و گفتند خب به صرف اینکه جلو میرود یعنی رمان خوبی است؟ گفتم واقعیتش این است که این روزها رمانهایی منتشر میشوند که همین یک خصوصیت را هم ندارند و بسیار هم تقدیر میشوند. کل رما...

    ادامه مطلب
  • علی چنگیزی: ادبیات تالیفی اُفت کرده و این مساله ربطی به ممیزی ندارد

  • نیلوبلاگ

    برنده جایزه هوشنگ گلشیری، که اخیرا رمان «آدوریها» را با نشر چشمه روانه بازار کتاب کرده، معتقد است سطح داستاننویسی در بین نویسندگان کاهش یافته و این مساله سلیقه ناشران را نیز نازل کرده است؛ آنقدر که به انتشار کتابهای بیکیفیت میپردازند. علیچنگیزی در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی آنا با انتقاد از سطح...

    ادامه مطلب
  • سزار بیروتو نوشته بالزاک

  • نیلوبلاگ

    کتاب سزار بيروتو شرح ورشكستگي بازرگاني ساده دل و شرافتمند و پرهيزگار است .كه در سايه سعي و كوشش و كار زياد اعتبار و نفوذ و ثروتي يافته و به قضاوت دادگاه بازرگاني و معاونت شهرداري يكي از بخشهاي پاريس رسيده و نشان لژيون دونور گرفته است. وي در نتيجه همين موفقيتها مغرور ميشود و مهماني باشكوهي ترتيب م...

    ادامه مطلب