چرا همه سیاه پوشیدن
-
تاریخ: 1403/5/1 ساعت: 11:57
برکه از مامانم میپرسه «چرا همه سیاه پوشیدن؟» مامانم براش توضیح میدهد. برکه اخر سر میگوید: «من هم میخوام سیاه بپوشم.» میدانم پدرش دوست ندارد بچه سیاه بپوشد. رفت از باباش اجازه بگیرد اما پدرش گفت دوست ندارم. برکه هم گفت پس نمی پوشم
داغ داغ
-
تاریخ: 1403/5/1 ساعت: 11:57
هوای اتاقها داغ است. فن ها خوب کار نمیکنند و یا آنقدر هوا گرم است که توان کافی ندارند. به هر حال به خصوص طرفهای ظهر دیگر تحمل دمای اتاق سخت میشود. تن آدم نوچ میشود و شاید هم بویناک. وقتی با گرمایی که به تنم مانده است به منزل میرسم مدتی طول میکشد تا سرحال شوم. Adblock test (Why?)
شام
-
تاریخ: 1403/5/1 ساعت: 11:57
دیشب از گرما به حمام پناه برده بودم و ابرسرد روی خودم میریختم و در ضمن لباس میشستم که دیدم در میزنند و مامانم پشت در بود. آنقدر گرسنه بودم که حساب نداشت. تازه برای فردا هم ناهار نداشتم. مامانم کمی از شیرین کاری برکه گفت و خیلی زود هم رفت.@alichangizi56 Adblock test (Why?)
جامعه کلنگی
-
تاریخ: 1403/4/16 ساعت: 15:29
هوش مصنوعی
-
تاریخ: 1403/3/31 ساعت: 19:15
منزل خواهرم
-
تاریخ: 1403/3/31 ساعت: 19:15
دو مسافر
-
تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 8:54
تهران امروز باران قشنگی آمد. بعد هم آفتاب شد. هوای دم عید عالی است. پسردایی ام فردا از اتریش میآید. چند روز پیش برادرش که هم سن و سال من است آمده بود. با هم فلافل خوردیم و بعد هم کلهپاچه. هر دو را مادرم درست کرده بود که هر دو هم عالی شده بود. خودم طرفدار کلهپاچه نیستم اما دور همی مزه داد. باز دعوتم ...
اتریش
-
تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 8:54
پسرداییام را یک سالی بود که ندیده بودم ، به تازگی ازدواج کرده، خانمش هم البته کرمانی است و مراسم را در شهری که ساکن است انجام داده. شهر کوچکی است به نظرم با دو هزار نفر جمعیت.کمی از اتریش پرسیدم و اوضاع کار و اینجور مسائل. نمیشود گفت صد در صد راضی است و یا صد در صد ناراضی. اما گفت جای خیلی قشنگی است...
آزمایشگاه
-
تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 8:54
امروز جواب آزمایش آمد، موردی نبود جز اینکه حساسیت فصلی دارم که آن هم برای اثباتش نیازی به آزمایش نداشت و عطسه و آبریزش و... نشان دهنده همین است. بعدش رفتم باشگاه ثبت نام کردم برای روزهای تعطیل که باشگاه خودمان تعطیل است. خواستم جلسهای بروم اما قبول نکردند و همین هفتصد و پنجاه هزار تومانی برایم آب خو...
دست چپ
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 23:04
دیروز توی فوتبال خوردم زمین و دست چپم که همین جوری هم درد می کند و دچار لرزش هم شده، درد ناجوری گرفت. کمی طول کشید تا حالم سرجا آمد و به همبازی ها گفتم دستم را بکشند تا کمی دردش کاهش پیدا کند که کمتر هم شد. مخمل عصر آمد دنبالم و راحت رسیدم خانه. توی خانه کاری مثبتی نکردم و خوابیدم فقط. حتی فیلم هم ن...
تلگرام
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 4:50
از این به بعد نوشتههایم را در تلگرام خواهم نوشت. به نشانی @alichangizi56
دست شکسته
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 9:35
پدرم نمی دانم چه جور، وقتی از ماشین پیاده می شده افتاده و انگشت های دستش شکسته. فعلا آتل بسته اند اما گویا عمل هم می خواهد. استخوانهای پدرم پوک است و به راحت ترین شکل ممکن می شکند. قبلا هم سابقه داشته است اما به این شدت نه. مدتی خانه نشین خواهد شد. هیچ چیزی بدتر از شکستگی نیست اما به نظرم شکستن پا ب...
بیماری
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 12:06
دو سه روزی است بدجوری سرماخوردهام. مدتها بود اینجور بیمار نشده بودم. یک روزش را به سختی اداره رفتم اما یک روز را مجبور شدم خانه بمانم. ورزش هم که ده روزی هست نرفتهام. از وقتی دفاع کردهام احساس سبکی میکنم، مجبور شدم تنی اداره شیرینی بدم. یک نفر هم که مدتی روی مخ من کار کرد که باید یک عطر بدهی هم دوبا...
کارهای عقب افتاده
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 12:06
در این مدت که درسم تمام شده است بیش و کم به کارهایی رسیدم که در این مدت شش سال و خرده ای انجامش نداده بودم. کلی کار هست که اصلا از ذهنم رفته بود و حالا کم کم دارد خودی نشان می دهد. Adblock test (Why?)
دکترا
-
تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 23:51
امروز درسم در مقطع دکتری به پایان رسید و از رساله ام دفاع کردم
مقاله من در مجله چشم انداز مدیریت دولتی
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:04
هر نوع تاييد يا تخريب افراد و نهادها در وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و شبکه هاي اجتماعی به نام نويسنده اين وبلاگ، كذب محض و غيرقابل استناد است. من پيغامی نميگذارم. Adblock test (Why?)
سفر
-
تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 18:48
چند هفته پر تنش را پشت سر گذاشتم. اولش با پیش دفاع رساله شروع شد. چند روزی اداره نرفتم و مطالعه کردم و فایل دفاع را آماده کردم و بارها تمرین و تمرین. روز شنبه پیش دفاع من بود. مثل بیشتر اوقات زود رسیدم. دفاع ساعت سه و نیم بود. آنقدر استرس داشتم که در همان روز یازده کیلومتری راه رفتم. مداوم خطا یا اش...
کم کم دفاع
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 16:45
مقاله ام پذیرفته شد و دانشگاه اجازه داد که پیش دفاع کنم. کم کم باید وارد این مرحله شوم. امیدوارم مشکلی پیش نیاید. خودم بی حوصله هستم. مثل تمام پاییزها. درسم گویا دارد تمام می شود. انشالله. Adblock test (Why?)
۲۲ ساله از منطقه چنگوله
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 19:23
صبح که رسیدم اداره فضای اداره یک جور خاصی بود. جایی که بنا بود مدفن شاید همیشگی و شاید موقت شهید گمنام باشد پر گل بود. گلهای قشنگ. من رفتم به آن سمت و اجازه گرفتم تا توی قبر را نگاه کنم. زیاد عمیق نبود. توش پر از نوشتههایی بود که همکاران نوشته بودند و هر کسی چیزی خواسته بود و دعایی نوشته بود. معاون ...
چند روزی این چنین.
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 19:23
روزهای تعطیل خوش نگذشت. برادرم در محل کارش به مشکل خورده و طلبی دارد که وصول نمی شود در حد سیصد میلیون و اعصاب ما را بهم ریخت. مبلغ زیادی است پول بیش از یک سال کار است. برکه هم کوتاه آمد و کمی باهاش بازی کردم و یک چیزهایی براش خریدم. کمی شیطنت کرد و دایی دایی به ناف من بست اما چون بی اندازه دوستش دا...