برکه از مامانم میپرسه «چرا همه سیاه پوشیدن؟» مامانم براش توضیح میدهد. برکه اخر سر میگوید: «من هم میخوام سیاه بپوشم.» میدانم پدرش دوست ندارد بچه سیاه بپوشد. رفت از باباش اجازه بگیرد اما پدرش گفت دوست ندارم. برکه هم گفت پس نمی پوشم
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی