جامعه کهنه

متن مرتبط با «معده درد در دوران بارداری» در سایت جامعه کهنه نوشته شده است

کمردرد

  • نیلوبلاگ

    کمی کمرد درد داشتم و یک هفته است که باشگاه نرفته ام. دیروز بابک از اینکه بخشی از پول فروش ماشینش را بهش نداده اند گله کرد و گفت می خواهد شکایت کند. ماشین به نام من بود من گفتم من شکایتی ندارم. انقدر این فروش ماشین احمقانه بود که دیگر تاب فکر کردن بهش را ندارد. یک دفعه دنگش گرفت که می خواهم ماشین را بفروشم. قیمت بود یک میلیارد و صد. خلاصه قولنامه ای نوشته بودند و اگر بابک انصراف می داد صد میلیون جریمه می شد و اگر طرف مقابل انصراف می داد هفت میلیون. گفت بنگاه دار است. من گفتم اشتباه کردی به بنگاهی...

    ادامه مطلب
  • ارائه مدل معادلات ساختاری سیاستگذاری سبز در حمل و نقل هوایی

  • نیلوبلاگ

    مقاله من از مجله علمی چشم انداز مدیریت دولتی دانشگاه شهید بهشتی اینجا...

    ادامه مطلب
  • مقاله من در مجله چشم انداز مدیریت دولتی

  • نیلوبلاگ

    هر نوع تاييد يا تخريب افراد و نهادها در وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و شبکه هاي اجتماعی به نام نويسنده اين وبلاگ، كذب محض و غيرقابل استناد است. من پيغامی نميگذارم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چقدرخسته ام

  • نیلوبلاگ

    داغونم. امروز دیر هم به اداره رسیدم. دو تا قهوه هم خوردم اما حالم جا نیامد. شب بدتر شدم. صبح هم کلی کار دارم و دوباره باید بروم دانشگاه....

    ادامه مطلب
  • باران در تهران

  • نیلوبلاگ

    روز بارانی سردی شده است. صبح باز بهتر بود. کمی معده درد دارم که مدتی هست درگیرش هستم اما با داروها کمی بهتر شدهام. خانوادگی از معده تعطیل هستیم. کمی هم درس خواندم و مقاله ام را جفت و جور کردم. وزنم به دلیل تعطیلی باشگاه وکم تحرکی، بالا رفته است. برنامه غذایی را تغییر دادهام، هم به این دلیل و هم به دلیل ناراحتی معده. شبها هم میروم پیاده روی. گاهی هم پارک نزدیک خانه میروم و بعضاً یک نان سنگک هم میگیرم، توی این بیماشینی دیگر نان هر جا ببینم میخرم. فکر هم نکنم به این سال و ماهها بتوانم ماشین بخرم. ...

    ادامه مطلب
  • برادران لیلا، نمایش نکبت به هر قیمتی

  • نیلوبلاگ

    سعید روستایی در برادران لیلا سعی کرده است به هر قیمتی، ولو غیرواقعی، نمایشی از نکبت ارائه دهد و فلاکت. موضوع این نیست که این نمایش و نگاه به معضلات اجتماعی خطاست که شاید از دید بسیاری رسالت هنر سینما همین باشد، موضوع این است که نگاه سعید روستایی هنری نیست بلکه آلوده به ایدئولوژی است یعنی کارگردان برفرض به سمت یک معضل اجتماعی نرفته است که آن را نمایش دهد بله به هر وسیله خواسته است ایدئولوژی خودش را در قالب فیلم نمایش دهد. این نمایش جاهایی به شدت شعاری و آنچنان که گفته شد غیرواقعی و بیرون زده است....

    ادامه مطلب
  • مسعود دیانی درگذشت

  • نیلوبلاگ

    اولین بار مرحوم دیانی را در بنیاد ادبیات داستانی دیدم، پسر باسواد و اهل گفتوگویی بود و حتا تندترین انتقادش را با لحنی آرام بیان میکرد و همین گفتوگوها شد آغاز دوستی با وجود تفاوت دیدگاهها،کار ادبیات مگر جز این است؟. چند وقت گذشته خبر بیماریاش را شنیدم و مداوم روایتهای همراه با امیدواری برای بهبودی اش را میخواندم به زعم من بهترین نوشته هایش همینها هستند، روایت مردی که گام به گام و با بیم و امید به سمت مرگ میرود، مشغله ما را از این سفر غافل میکند، تن بیمار اما آگاه. از فوتش غمگین شدم. برای او آمرزش...

    ادامه مطلب
  • صد در صد

  • نیلوبلاگ

    همه چیز از سال گذشته تا حالا صد در صد گران شده بعد تورم چهل درصد است؟ گوشت، ارز، قیمت خانه، قیمت خودرو ووو اینکه گفته شده عامل گرانی خارجیها هستند و نمیدانم در خلوت دعا کنید فلان میشود شد حرف؟ این گروه که من میبینم توان برون رفت از شرایط بغرنج را ندارند ... تورم کمر شکن محصول ناآگاهی و بیتدبیری و ضعف مدیریت است بیشتر نه دعا نکردن. اصلا هر چیزی انجام داده آید خدایی چرا آنقدر حرف میزنید؟ چرا حرف نزدن و اظهار نظر نکردن را یاد نگرفته اید؟ مدیریت خب ندارید بلد نیستید و فکر میکردید چون شعارش را خوب م...

    ادامه مطلب
  • زندگی در یک روز عادی

  • نیلوبلاگ

    باشگاه بد نبود. اکثر همکاران گفتند اخلاقت خوب شده ، ظاهراً در روزهای گذشته اخلاق درستی ندارم. گفتم به هر حال یک روز هم خوبم دوباره به همان تنظیم اصلی برمیگردم. استادم زنگزد که بابت مشهد میخواهم. هنوز فکر میکنند اینجوری است. دیگر همه چیز را سپردهاند به سیستمها. مثلا مدیریت هم خوانده. تازه من کارمند دانشگاهم نه شرکت هواپیمایی ، اما یکی برای جور شد، سه تا میخواست که گیر نیامد. از این کارها خوشم نمیآید. به همکارم گفتم از بیرون اگر کار کردن آدمها را ببینی خندهات میگیرد. چیزی بیش از بازی کودکانه نیست،...

    ادامه مطلب
  • گلودرد

  • نیلوبلاگ

    خوب نخوابیدم. از سر شب گلو درد و بدن درد داشتم و به زحمت خوابم برد. به روال این چند وقته، شب کابوس ناجوری دیدم که صبح از یادم رفتم اما تلخی اش ماند. سعی کردم یک بخش از کتابهای کارگاه مگره را بخوانم. زیاد دل و دماغ نداشتم و گذاشتم کنار. فعلا مشغول رمان یادداشتهای زیر زمینی هستم. یک جمله دارد توش که نوشته: دو دوتا چهارتا آیین مرگ است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تنها در خانه

  • نیلوبلاگ

    صبح رفتم اداره. شب تا صبح تب داشتم . صبح کمی حالم بهتر شد اما وقتی رسیدم اداره دیدم خالم خوش نیست و برگشتم خانه و خوابیدم تا عصر. حالم بهتر نشد و هنوز تب دارم، سرفه میکنم و بدنم گر گرفته است. فردا مراقب امتحان هستم و به روال هر ساله که دوازده بهمن رژه موتورسوارهاست و میزان آنها دانشکده است، باید کنی دیرتر بروم اداره. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مفتون امینی درگذشت

  • نیلوبلاگ

    وقتی که بهار یعنی «نام تو چیست؟»تابستانیعنی که «دوستت دارم»پاییزیعنی«آیا برای یک تن تنها این شبu200eها زیاد نیست؟»و زمستان یعنی«باید که روی این یخ و برف تنها برویمامّا در هر فاصله ایمواظب هم»و خوب شد خدا فصل دیگری نیافریدتا در ماورای عشقمرگ منتظر زندگی باشدنه زندگی منتظر مرگ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دریاره خانه پدری

  • نیلوبلاگ

    خانه پدری فیلم تلخی است درباره قتل ناموسی در طول دوران در یک خانواده و در یک خانه. پدر ی دخترش را با کمک پسرش به دلیلی که مشخص نیست میکشد . دختر قبلش بو برده چون گور دختر را در زیر زمین کندهاند. کار کشتن را برادر دختر انجام میدهد و بعد هم برادر پدر، یعنی عمومی مقتول سر و کلهاش پیدا میشود که آیا کشتی، نکشتی؟ چون حرف پدر را باور نمیکند با پسرش یک شمشیر بر میدارد و میکند لای قبر دختر در زیر زمین و شمشیر هم خونی میشود و... بعد ازاین داستان چندانی نیست و ماجرا دور همین گور میگردد...فیلم در ابتدا...

    ادامه مطلب
  • سعید تشکری درگذشت

  • نیلوبلاگ

    سعید تشکری درگذشت. با او در جایزه جلال آل احمد مدتی همکار بودم و این اوخر در سایت نقد داستان. تشکری نویسنده ای توانا و منتقدی داستان شناس بود. خدا بیامرزد. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جدال بی پایان با طبیعت/درباره سوز سفید/رضا فکری

  • نیلوبلاگ

    اقلیم از مهمترین عناصر جهان داستانیِ علی چنگیزی است و داستانهای او اغلب عرصهی چالش انسان با طبیعت خشن و بیرحماند. طبیعتی که مدام مقابل انسان میایستد و در برابر کوچکترین اشتباهاتاش، عاری از هر گونه مضایقه و تسامح، سنگینترین مجازاتهای ممکن را جاری میکند. چنگیزی از همان اولین رماناش، «پرسه زیر درختان تاغ»، این جدال پایانناپذیر با طبیعت را به اشکال مختلف ترسیم کرده است. کویر بهعنوان مکانی که آن را میتوان از جمله نمادهای سختی و انعطافناپذیری طبیعت به شمار آورد، یکی از پر بسامدترین اقلیمهایی است که او...

    ادامه مطلب
  • تئاتر در گرما و شرجی/ درباره هاملت در نم نم باران.

  • نیلوبلاگ

    «هاملت در نم نم باران » مجموعاً چهار داستان خواندنی دارد. آنچه داستانها را به هم مربوط میکند، «تئاتر » است و نقشهایش، یعنی علاقه اصلی نویسنده جنوبی اش، «اصغر عبدالهی» که بیشتر فیلمساز و فیلمنامه نویس شن...

    ادامه مطلب
  • مادر/روز نوشته ایام کرونا ۳

  • نیلوبلاگ

    خواهرم کم کم دارد مادر میشود. کلی کتاب قصه خریده است تا برای دخترش قصه بگوید، وسایل بچهاش را کم کم میخرد. خواهرم عاقلترین بچه خانواده است، نه بیجهت درس خواند، نه عمرش را تباه مطلب بی هوده کرد، ازدواج کرد مادر شد، بهترین کار دنیا. حالا ما هم منتظریم تا فرزندش به دنیا بیاید. شاید مرداد ماه.xa0...

    ادامه مطلب
  • ادرار شتر/ایام کرونایی ۷

  • نیلوبلاگ

    نادانی، عذرخواهی میکنم،ادرار شتر را نوشیده برای مداوای کرونا یا هر کوفت و مرضی، جهل او را ای کاش میشد مداوا کرد که از هر کرونایی برای این جامعه خطرناکتر است. آبرویمان را نادانی در هفت آسمان میبرد. نادانی و جهل مداوایش خرد است نه ادرار حیوان بینوا، بینوای نادان....

    ادامه مطلب
  • چرا انقدر گله؟ راهی بجو

  • نیلوبلاگ

    فضا مجازی پر شده است از گله گذاری، این به آن آن به این و اهل قلم هم به همه. این همه گله و غر زدن راه به جایی نمی برد جز تیره کردن فکر و اندیشه و غبارآلود کردن ذهن. جاش فکر کن راهی بجو. امید همیشه به ا...

    ادامه مطلب
  • یک روز در میان

  • نیلوبلاگ

    قرار شد یک روز در میان برویم سر کار تا آخر سال. من روزهای زوج و همکار دیگرم روزهای فرد. تا چه پیش آید. امروز دانشجویی برخلاف توصیه من از مشهد پا شده بود بیاید کارهای فارغ التحصیلی اش را انجام دهد. یک روزه. از سال نود و شش فارغ التحصیلی شده و حالا سر و کلهاش پیدا شده که بیا و کار را انجام بده. راهش انداختیم اما کار اصلی موکول شد به بعد از عید. البته تذکر جدی دادم که به فکر سلامتی خودش نیست، به فکر همشهری هایش باشد. مانده تا درک کنیم جا به جا شدن در این شرایط خطرناک است و اشتباه....

    ادامه مطلب