ضحاک پسامدرن

خرید بک لینک

مدتی است که دارم شاهنامه فردوسی را میخوانم، از مهمترین بخشهای شاهنامه، داستان ضحاک مار دوش و سلطه شیطان بر ایران است.
من در زمانه حاضر، این سلطه را تفسیر میکنم به سیطره نانمیمون رسانههای غربی و صد البته فرهنگ غرب، یا آنچه غرب دوست دارد به غربزدههای نگونبخت شرقی بخوراند.
آنجا که فرموده:
نهان گشت کردار فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی، آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز

نگاه کنید به فرهنگ امروز، در هم برهم، جهلزده. به جای گشتن به دنبال اصول و فرهنگ خودمان به اسم دگراندیشی هر بنجلی را قبول میکنیم. بعد اسم کوروش و فرهنگ کهن که به میان میآید یخه میدرانیم.
عزیزان دل اینچه ما داریم، زیر سلطه ضحاک (فرهنگ غرب) قلب شده است و ناجور. الان دگر اندیشی توجیه همجنسخواهی به هر والذاریاتی نیست، گشتن به دنبال فرهنگ خودمان است که این عمل از روز اول در ایران زشت بوده. زشتتر متاسفانه توجیه آن است.
حیف، حیف از فرهنگ ایران که اسیر نابخردی و افراط و تفریط شده است. این وسط، خود بودن، به رای و نظر خود بودن طبعا ناجور مینماید.
معده آدم نباید هر چیزی را که هضم کند. باید اصول داشته باشد، اصول و چارچوب.
این حرف من.
ضحاک، امروز فرهنگ و رسانه تحمیق کننده غرب است. حالا هر جور دوست دارید تفسیر بفرمایید.

جامعه کهنه ...

ما را در سایت جامعه کهنه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 11:03

صفحه بندی