سمینار

خرید بک لینک
روز سهشنبه در دانشگاه سمینار داشتم. باران شدیدی میبارید، با استادم به دانشگاه رفتم. صبح غمگینی بود و در طول راه باران را نگاه میکردم که بر شیشه ماشین میخورد و قطراتش، گلوله، گلوله میغلتیدند تا پایین شیشه و برف پاک کن آرام و نرم قطرات را از روی شیشه کنار میزد. ارائهم بدک نبود. تا ساعت سه در دانشگاه ماندم و تمام سمینارها را گوش دادم. بعد هم حرکت کردیم به سمت خانه. هوا آفتابی و روشن بود، درست مثل قلب من.

جامعه کهنه ...

ما را در سایت جامعه کهنه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 14:30

صفحه بندی