برکه دفترچه نقاشی اش را آورد تا نگاه کنم. نقاشی های جالبی داشت و بعضی را هم خط خطی کرده بود. یکی اش را گفت این نقاشی آرزهایم است. اول اینکه هر چی بخوام مامان و بابا مخالفت نکنند. دوم اینکه پولدار بشیم. سوم اینکه یک خواهر و برادر داشته باشم. بعد خواهمر گفت که دو سه روز پیش فیلم هندی نگاه کرده و بعد گریه کرده.
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعی