
ساعت نزدیک یازده شب است. هوا امروز خاک آلود بود تمام صورتم از خاک سوخت. مختصری به خاک حساسیت پوستی دارم. دو به شک بودم که باشگاه بروم یا نه که دیدم اصلا کارت باشگاه همراهم نیست پس قیدش را زدم. آن حس تلخی که محصول حساسیت پوستی است در تنم هست دلم چیزی می خواهد مثل تخمه آفتابگردون بشکنم و فوتبال ببینم و نبینم و همراهش خم کتابی ورق بزنم. بلکه حالم به شود....
ادامه مطلب